رشته های فنی و مهندسی از دیرباز از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است. در اولویت بندی رشته های فنی مهندسی شاخص های زیادی در نظر گرفته شده است تا از هرگونه اعمال نظر سلیقه ای جلوگیری شود. شاخص هایی نظیر میزان اقبال رتبه های برتر کنکور به رشته ها، نوع بازار كار، جايگاه رشته در ايران، جايگاه رشته در دنيا، كيفيت تدريس رشته ها در دانشگاه، پذيرش و يا عدم پذيرش دانشگاههاي معتبر، فراگيري رشته، ميزان فارغ التحصيلان بيكار در رشته مربوطه و غيره در نظر گرفته شده است.
در اين پژوهش سعي شده است از نظر سنجي ميداني از گروهي از دانشجويان جامعه هدف نيز استفاده شود.
۱۰ رشته برتر فني مهندسي به ترتيب اولويت
۱- مهندسي برق گرايش قدرت
گرايش الكترونيك
گرايش كنترل و ابزار دقيق
گرايش مخابرات
گرايش مهندسي پزشكي (بيوالكتريك)
۲- مهندسي مكانيك گرايش طراحي جامدات
گرايش حرارت و سيالات
۳- مهندسي عمران گرايش عمران
گرايش نقشه برداري
گرايش آب
۴- مهندسي صنايع گرايش برنامه ريزي و تحليل سيستم ها
گرايش توليد صنعتي
گرايش تكنولوژي صنعتي
گرايش ايمني صنعتي
۵- مهندسي شيمي گرايش صنايع پتروشيمي
گرايش طراحي فرايندهاي نفت
گرايش صنايع پالايش
گرايش صنايع گاز
گرايش صنايع غذايي
۶- مهندسي كامپيوتر گرايش نرم افزار
گرايش سخت افزار
۷- مهندسي مواد گرايش متالورژي صنعتي
گرايش متالورژي استخراجي
گرايش سراميك
۸- مهندسي هوافضا
۹- مهندسي معماري
۱۰- مهندسي فناوري اطلاعات (IT)
این پژوهش توسط جمعی از دانشجویان دانشگاههای تهران صورت گرفته است.
سلام به همه
یچه ها امشب شب لیله الرغائب است . میگن تو این شب همه ی آرزوها برآورده میشه . میگن امشب هر دعایی به درگاه خداوند بکنید برآورده میشه . منم میخواهم دعا کنم شاید خداوند آرزوهام برآورده کنه . بیاین شما هم دعا کنید شاید یه فرجی بشه .
بعدش برای سلامتی پدر و مادر و شفای همه ی مریضا........
ما رو هم اگه خواستین یه دعای کوچیک بکنین....
ان شاءالله آرزوهای همتون مستجاب بشه....

یه بار دیگه التماس دعا
خدایا به من زیستنی عطا کن٬ که در لحظه ی مرگ٬ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.
به گواه تقويم، ۲۹خرداد ماه سالروز شهادت انديشمندي مسلمان و ايراني به نام دكتر"علي شريعتي" است كه بهحق سهم بسزايي در روشنگري در عرصهايران قبل از انقلاب بر عهده داشت.
در توصيف جايگاه و ارزش علمي شريعتي همان بس كه تاكنون كمتركسي راميتوان يافت كه مانند او در فضاي گفتماني و روشنگري قبل از انقلاب در دو حوزه دين و سياست صراحت بيان و تاثير كلام داشتهباشد.
شناخت انديشه شريعتي نيازمند تاملي ژرف در تفكرات و مطالعاتي است كه وي در طول سالهاي كسب كرد.شايد به همين دليل و با توجه بهتغييرات چشمگيري كه به خصوص پس از انقلاب در حوزه انديشه سياسي شكل گرفته به سختي بتوان ماهيت و شاكله اصلي انديشه شريعتي را شناخت و اين به دليل گسستي است كه (خواسته يا ناخواسته) ميان فضاي انقلاب با گفتمان قبل از انقلاب افتاده است.
انديشه روشنفكري ديني نزد شريعتي داراي ابعادي عميق و متاثر از تعاليم ديني و آكادميك وي است كه با شخصيت دروني وي در هم آميخته و هارموني سحرانگيزي را در فضاي سياسي و به خصوص در افكار روشنفكران ايجاد كرد.
تاثير انديشه شريعتي بر جريان روشنفكري سالهاي ۱۳۴۵تا ۱۳۵۷از چنان قوام و دوامي برخوردار است كه با گذشت بيش از ربع قرن، هنوز در حوزههاي مختلف ميتوان نشانههاي محكمي از انديشه وي را يافت.
تاثير اين انديشه در جريان يادشده تاجايي است كه جز در پارهاي از موارد نمي توان به جز سخنان شريعتي را (البته با بياني ديگر) از زبان شخصيتهاي برجسته حوزههاي انديشه ديني و سياسي شنيد و ملاحظه كرد.
به عبارت ديگر،افكار،نوشتهها، سخنان و انديشهشريعتي از چنان بازتابي در حوزه انديشه نوين ديني و سياسي برخوردار است كه با اندكي تسامح ميتوان بسياري از يافتههاي جريان روشنگري در سالهاي اخير را ناشي از (و يا برداشتي) "انديشه و تفكر" وي دانست.
برخي از مخالفان انديشه شريعتي كوشيدند تا در نوشتهها و تفسيرهاي خود وي را متهم به "التقاط گرايي " كرده و يا به نوعي او را به "بنيادگرايي سلفي " تشبيه كنند كه به نظر ميرسد نهدر آثار و نه در انديشه شريعتي سنخيتي با اين موضوعات وجود ندارد و اساسا شريعتي با ارايه انديشهاي نو در حوزه "معرفت شناسي" دين و از منظر جامعه شناختي رويهاي مخالف و نقيض سلفي گري و دگماتيسم را ارايه داد.
بدون ترديد انديشه شريعتي مبتني بر اسلام اصيل و بر پايه آموزههاي مكتب تشيع و با توجه به گفتمان حاكم بر فضاي زمان خود، پارادايمي خلاق و نوآور محسوب ميشود.
شريعتي با الهام از روح مكتب تشيع به نقد "ايدئولوژي متحجر و متصلب" پرداخت و با ارايه گفتماني جديد توانست بسياري از جوانان را به خود جلب كند و ضرورت گفتمان ايدئولوژيك مبتني بر مكتب ناب اسلام را نزد آنان احيا گرداند.
اين دريافت به همراه احساس خطري كه وي از ترويج و گسترش فرهنگ ابتذال و مصرف گرائي كه با تبليغات شديد وسايل ارتباط جمعي همراه بود و بيم آن مي رفت كه گرايشات به غرب به بالاترين حد خود برسد، منجر به پايهگذاري روشي نوين و جذاب براي معرفي هر چه بهتر دين و سياست توسط وي شد كه به حق بايد وي را در تبيين اين روش موفق دانست هر چند كه همين موضوع نيز در نهايت موجب شهادتش شد.
زمانگوياي آن است كه چگونه نامش جاودان و انديشهاش در"بازگشت بهخويشتن" پايدار ماند.
علي در سال ۱۳۱۲در خراسان متولد شد و سرانجام پس سالها مبارزه و تلاش در ۲۹خرداد سال ۱۳۵۶در شرايطي مشكوكي در "ساتمپتون انگلستان" توسط عامل رژيم شاه به شهادت رسيد و در سوريه به خاك سپرده شد.
روحش شاد٬ یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.


