جايگاه كسب و كار و كارآفريني در جامعه جوان ايراني
جايگاه كسب و كار و كارآفريني در جامعه جوان ايراني
بسیاری از دانشجویان و جوانان تصور دارند که با شروع تحصیل در دانشگاه، یک کار تضمین شده پس از فراغت از تحصیل انتظار آنان را می کشد و تمامی صنایع، مراکز تولیدی و خدماتی چشم انتظار و بی قرار آنها هستند. به نظر من این تفکر، انتظاری پوچ و بی اساس است که البته محیط اطراف و جو حاکم بر ذهن جوانان زاینده این تفکر است و نمی توان تفکر شروع کسب و کار را به سن و سال خاصی محدود کرد. حتی بسیاری پس از اینکه در کنکور قبول نشدند، تمام وجودشان را احساس یاس و نا امیدی وافری به دلیل از دست دادن فرصتهای طلایی فرا می گیرد. آنهایی هم که دانشگاه را به اتمام می رسانند تازه با بحرانی روبرو می شوند که تا بحال اصلا به آن نیندیشیده بوند.
بازار کار محدود که مسلما جوابگوی این همه فارغ التحصیل مختلف در رشته های متنوع که بسیاری از آنها حتی کاربردی نیز نیستند روبروی آنها قرار دارد و در این زمان است که متوجه سن بالا و جیب خالی خود می شوند. البته آنها دقیقا بی تقصیرند، در بسیاری از خانواده ها قبولی در کنکور و دانشگاه، امتیازی بسیار بالا محسوب می شود؛ بدون توجه به اینکه خود تحصیل و دانشگاه چه جایگاهی در روند زندگی این جوان دارد. بسیاری از والدین با قرار دادن امتیازهایی که مسلما برای تمامی جوانان مقدور نیست، می خواهند جوان خود را به دلیل قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر تشویق کنند. شهریه دانشگاه، اتومبیل، تلفن همراه، وسایل تفریحی متفاوت، خانه شخصی در شهرستان پذیرفته شده و... همگی اینها به این دلیل که فرزند فقط در دانشگاه قبول شده در اختیارشان قرار می گیرد.
لطفا توجه کنید... همگی در اختیارشان قرار می گیرد. این جوانان برای بدست آوردن این موارد هیچ زحمتی نیز نمی کشند. بلکه تمامی امکانات در اختیارشان قرار می گیرد و این بدترین قسمت ماجراست. البته در تمامی موارد، مطالب یاد شده صادق نیستند و هستند بسیاری از عزیزانی که برای تحصیل خودشان مجبورند به کار بپردازند که البته در فردای کسب و کار و Business موفق ترند.
تحصیل تنها دیدی باز و گستره تری را پیش روی دانشجویان می نمایاند و هیچ وظیفه دیگری نسبت به آینده کاری آنها در این بازار کار محدود امروز کشور ما ندارد و نباید هم داشته باشد. البته باید گفت مسئله ناسازگاری میان آموخته های دوران دانشجویی دانشگاههاي ايران و نیازهای بازار کار، به علت تئوری محوری دروس و سیستم آموزشی مبتنی بر "از بر کردنی" در میان دانشجویان شدید است. بسیاری از دانشجویان و جوانان حتی از اصول اولیه شروع یک کسب و کار و کارآفرینی بی اطلاع هستند. ما به جوانان خود یاد داده ایم که داخل یک چرخه ثابت شوند و مانند هم ثابت فکر کنند که: تو باید تحصیل کنی، دیپلم بگیری، وارد دانشگاه شوی و در نهایت هم استخدام گردی.
توجه کنید: استخدام...
در جامعه ما کمتر اتفاق می افتد که کسی این چرخه را بشکند تا کسب و کاری مبتنی بر آنچه که در دانشگاه آموخته، خود راه اندازی نماید. به دلیل اینکه این چرخه یاد شده هیچ گاه نمی شکند. و یک دلیل این ذهنیت سازی، ابتدا والدین جوانان هستند. خانه و والدین بیشترین اصطکاک را با جوان دارند و اگر بخواهند می توانند ذهنیات آنان را مطابق با واقعیات بیرون و خارج از حیطه حمایت والدین تغییر دهند.
سال قبل سایت http://www.businessweek.com/ لیست بیست و پنج میلیونر زیر بیست و پنج سال را منتشر کرد که نام یک جوان ایرانی مقیم ایالات متحده، سیامک تقدس به همراه دیوید هاوزر نیز در این لیست به چشم می خورد.
به غیر از تفاوت های اقتصادی و اجتماعی کشور ما با کشور های دارای اقتصاد باز، ابتدایی ترین گام برای ما فرهنگ سازی کسب و کار در میان خانواده هاست. اینکه جوانانی که در سن و سال پایین شروع به کار می کنند، در ارائه کسب و کارهای نوین موفق تر، و باهوش تر از دیگران است، باید به تک تک آنها گوشزد شود. شروع کسب و کار هیچ سن و سالی را نمی شناسد و مانند تمام آموزشهای در حین رشد نوجوانان، روشهای کسب و کار و برخورد با مفاهیم پول و بازار نیز باید به آنها آموزش داده شود و گرنه با سیلی از جوانان بالای 25 سال برمی خوریم که حتی یاد نگرفته اند چگونه یک چک را پشت نویسی کنند چه برسد به اینکه بخواهند مانند جوانان دیگر کشورهای پیشترفته بازارهای جهانی را تصاحب نمایند.
مطالب این وبلاگ دیدگاههای جمعی از دانشجویان دانشگاههای تهران ( دولتی - آزاد - پیام نور ) و دانشجويان بعضی از دانشگاه های کشور می باشد لطفا نظراتتان را به آدرس daneshjo.iran@gmail.com بفرستيد.